تاریخ انتشار : شنبه 26 بهمن 1398 - 14:23
کد خبر : 905

ابرتورم چیست؟

ابرتورم چیست؟

ابرتورم چیست؟ ?هنگامی که قیمت کالاها طی یک ماه بیش از ۵۰ درصد افزایش پیدا کند، به وضعیتی می‌رسیم که اقتصاددان‌ها آن را را ابرتورم یا تورم حاد می‌نامند. ?در پدیده ابرتورم کلیت اقتصاد مورد نظر دچار ضعف مزمن می‌شود و از مشکل مالی اساسی رنج می‌برد. کمبود بودجه به دلیل مسائلی از قبل هزینه‌های

ابرتورم چیست؟

?هنگامی که قیمت کالاها طی یک ماه بیش از ۵۰ درصد افزایش پیدا کند، به وضعیتی می‌رسیم که اقتصاددان‌ها آن را را ابرتورم یا تورم حاد می‌نامند.

?در پدیده ابرتورم کلیت اقتصاد مورد نظر دچار ضعف مزمن می‌شود و از مشکل مالی اساسی رنج می‌برد. کمبود بودجه به دلیل مسائلی از قبل هزینه‌های جنگ، روش‌های نادرستِ هزینه‌کردن برای رفاه کشور، فساد دولتمردان و طبقه حاکم از جمله نشانه‌های ابرتورم است.

مثالهای تاریخی

زیمبابوه:

هجدهم آوریل ۱۹۸۰، وقتی کشور زیمبابوه از دل مستعمره سابق انگلستان، یعنی رودزیا، زاده شد واحد پول جدیدی به گردش انداخت با نام «دلار زیمبابوه». آن هنگام هر دلار زیمبابوه معادل ۱٫۴۷ دلار آمریکا بود. اما این واحد پولی دستخوش یکی از بزرگ‌ترین تحولات پولی در طول تاریخ شد.

در اواخر آوریل ۲۰۰۸ ارزش تقریبی هر دلار آمریکا برابر با ۲۱۱۲۳۲ دلار زیمبابوه بود. بعد از مدتی بانک مرکزی زیمبابوه اسکناس‌های جدید ۱۰۰ میلیارد دلاری منتشر ساخت و دولت زیمبابوه تعریف جدیدی از واحد پول خود کرد و با حذف ۱۰ صفر از آن هر دلار جدید زیمبابوه برابر با ۱۰ میلیارد شد خلاصه آن که زیمبابوه نرخ تورم ۱۱۲۵۰۰۰۰ درصد را تجربه کرد و این اتفاقات همواره در تاریخ بیاد خواهدماند.

آلمان
در آلمان بعد از جنگ جهانی اول (معروف به جمهوری وایمار) بین سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۳ میلادی سیستم حکومتی وقت آلمان از مکتبی اقتصادی پیروی می‌کرد که چاپ پول بدون داشتن سرمایه سخت (طلا، …) را برای دولت ممکن می‌کرد. با توجه به هزینه سنگینی که آلمان باید برای غرامت جنگ پرداخت می‌کرد، دولت این کشور شروع به چاپ مارک کاغذی برای خرید مقادیری مشابه طلا و افزایش چرخه پول کرد. این کار باعث افزایش نقدینگی در جامعه و ظهور و البته قدرت سفته بازان شد که سبب ایجاد ابرتورم گردید که تا نوامبر سال ۱۹۲۳ ادامه داشت. به دنبال آن با ظهور رنتن مارک که با پشتوانه املاک و صنایع چاپ می‌شد، تورم پایان یافت.

گسترده‌ترین ابرتورم مطالعه شده، تورمی است که پس از جنگ جهانی اول در آلمان روی داد. نسبت شاخص قیمت‌ها در آلمان در نوامبر ۱۹۲۳ به آگوست ۱۹۲۲(تنها پانزده ماه پیش از آن)، ۱۰۱۰×۰۲/۱ بود. این عدد بزرگ هم ارز نرخ تورم ماهانه ۳۲۲ درصد است. در شانزده ماهی که ابرتورم در این کشور حاکم بود، سطح قیمت‌ها به طور متوسط در هر ماه چهار برابر می‌شد. اگر چه تورم شدید آلمان شناخته شده تر از ابرتورم مجارستان است، اما تورمی که بعد از جنگ جهانی دوم در این کشور روی داد بسیار بزرگ‌تر بود. سطح عمومی قیمت‌ها در مجارستان در فاصله اوت ۱۹۴۵ تا ژوئیه ۱۹۴۶ با نرخ حیرت‌آور بیش از ۱۹۰۰۰ درصد در ماه یا ۱۹درصد در روز افزایش یافت. حتی این ارقام بسیار بزرگ نیز تورمی که در بدترین روزهای ابرتورم در این کشورها تجربه شد را کمتر از واقع بیان می‌کنند. در اکتبر ۱۹۲۳ سطح قیمت‌ها در آلمان با نرخ ۴۱ درصد در روز بالا می‌رفت. همچنین در ژوئیه ۱۹۴۶ قیمت‌ها در مجارستان در هر روز بیش از ۳ برابر می‌شد.

 

 

ابرتورم‌ها چگونه به پایان می‌رسند؟

پاسخ معمول آن است که دولت‌ها مجبور می‌شوند رشد سریع حجم پول را متوقف سازند. مدافعان این دیدگاه پایان ابرتورم در آلمان را شاهدی بر ادعای خود می‌دانند. آلمان در اواخر ۱۹۲۳ دست به اصلاحات پولی زد و واحد پول جدیدی موسوم به rentenmark را به وجود آورد. دولت این کشور متعهد شد که این واحد پول جدید را می‌توان در صورت تقاضا به اوراق بهاداری تبدیل کرد که ارزش خاصی بر حسب طلا داشته باشد. طرفداران این پاسخ معمولاً اعتقاد دارند که تضمین قابلیت تبدیل، به گونه ای مناسب، به عنوان تعهدی برای توقف چاپ سریع پول در نظر گرفته می‌شود.

دیدگاه دیگری که برخی از اقتصاددان‌ها به آن معتقدند این است که برای پایان ابر تورم، نه تنها به اصلاحات پولی، بلکه همچنین به تغییرات مالی نیاز است. براساس این دیدگاه اصلاحی موفقیت آمیز است که حاوی دو تعهد باورپذیر از جانب دولت باشد. اولین مورد، تعهد به توقف رشد سریع اسکناس است. مورد دوم تعهد به متعادل کردن بودجه دولت است. این تعهد دوم برای موفقیت اصلاحات نیاز است، زیرا انگیزه دولت برای متوسل شدن به مالیات تورمی را از میان برده یا حداقل کاهش می‌دهد. اگر دولت به متعادل نمودن بودجه متعهد شود مردم می‌توانند باور کنند که در آینده نزدیک، رشد پول دوباره افزایش پیدا نخواهد کرد. توماس سارجنت، از مدافعان دیدگاه دوم بر این باور است که اصلاحاتی که در سال ۱۹۲۳ در آلمان انجام شد موفقیت آمیز بود، زیرا بانک مرکزی مستقلی را به وجود آورد که می‌توانست از پولی کردن کسری دولت سر باز زند و همچنین طرح‌هایی را برای افزایش مالیات و کاهش مخارج دولت دربرداشت. دیدگاه سارجنت را می‌توان این‌گونه نیز در نظر آورد که ابرتورم‌ها زمانی به پایان می‌رسند که مردم به شکل منطقی باور کنند که نرخ رشد پول هم در حال حاضر و هم در آینده به سطوح نرمال کاهش خواهد یافت.

 

 

ابرتورم‌ها چه اثراتی به همراه دارند؟

یکی از اثرات ابر تورم‌ها که عواقب جدی به دنبال دارد، تخصیص دوباره ثروت است. ابرتورم‌ها ثروت را از مردم عادی که پول نگهداری می‌کنند به دولت که به چاپ پول می‌پردازد، انتقال می‌دهند. ابر تورم‌ها همچنان باعث می‌شوند در صورتی که قرارداد اعطای وام پیش از بدتر شدن تورم امضا شده باشد، وام گیرنده‌ها به بهای ضرر وام دهند ه‌ها سود ببرند. همچنین بنگاه‌هایی که ذخایری از مواد خام و کالاهای تولید شده را نگهداری می‌کنند به قیمت متضرر شدن عموم مردم منتفع می‌شوند. در آلمان مستاجرها به بهای ضرر صاحبان املاک سود بردند، زیرا سرعت رشد سقف اجاره‌ها معادل سرعت افزایش سطح عمومی قیمت‌ها نبود. کنستانتینو برسچیانی تورونی بر این باور است که ابرتورم، ثروت طبقات با ثبات در آلمان را نابود کرد و دستیابی ناسیونال سوسیالیست‌ها (نازی‌ها) به قدرت را آسان‌تر نمود.

ابرتورم با دور کردن مردم از مبادلات پولی و وادار کردن آنها به روی آوردن به تهاتر (مبادله پایاپای) کارایی اقتصاد را کاهش می‌دهد. همان‌طور که می‌دانیم استفاده از پول برای انجام مبادله در یک اقتصاد معمولی کارایی بسیار زیادی دارد. اما در خلال دوران ابر تورم افراد ترجیح می‌دهند که پرداخت به آنها در قالب کالا صورت بگیرد تا بدین شکل از مالیات تورمی اجتناب ورزند. در این شرایط در صورتی که پرداخت به مردم با استفاده از پول انجام شود، آن پول را با حداکثر سرعت ممکن خرج خواهند کرد.

در آلمان کارگرها دستمزد خود را دو بار در روز دریافت می‌کردند و خرید خود را در اواسط روز انجام می‌دادند تا از کاهش بیشتر ارزش درآمدهای خود جلوگیری نمایند.

ابر تورم، یک بازی بی ثمر «سیب زمینی داغ» (hot potato) است که در آن افراد برای آنکه از نگهداری اسکناس پرهیز کنند، منابع با ارزش خود را مصرف می‌کنند. ابرتورم‌ها می‌توانند به رفتاری منجر شوند که در شرایط معمول، غیرعادی تلقی خواهد شد.

جرالد فلدمن در کتاب خود با عنوان «بی نظمی بزرگ» نقل می‌کند که در یک شرکت کوچک دستمزدهای کارکنان در یک چرخ دستی جابه‌جا می‌شد، زیرا تعداد اسکناس‌های موردنیاز برای پرداخت دستمزد آنها در خلال تورم بسیار زیاد شده بود (فلدمن، ۱۹۹۳، ص ۶۸۰) کوربیس که یک منبع عکس اینترنتی است (www.corbis.com) تصویری از یک زن آلمانی را نشان می‌دهد که اسکناس‌های خود را در اجاقش می‌سوزاند، چرا که حرارت ناشی از انجام این کار بیشتر از حالتی است که از این اسکناس‌ها برای خرید سوختی دیگر استفاده شود.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.