تاریخ انتشار : یکشنبه 11 مهر 1400 - 14:01
کد خبر : 5092

سکینه مریخ

مثل هیچکس!

مثل هیچکس!
سردار شهید قاسم سلیمانی، سال‌ها قبل از آنکه افتخار دریافت نشان ذوالفقار به دست با کفایت رهبر معظم انقلاب اسلامی نصیبش شود، سال‌ها پیش از آنکه به.عنوان فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در جبهه‌های خارجی عهده‌دار حفاظت و صیانت از مرزهای ایران اسلامی باشد و حتی قبل از آنکه به فرماندهی لشگر ۴۱ ثارالله کرمان برسد، برای شهادت برگزیده شده بود.

 

گویی از آن زمان که به‌عنوان سرباز پا در رکاب اسب‌تازی جنگ گذاشته بود و هیچ درجه و مقامی نداشت، با خدا عهد بسته بود که مرگش جز به شهادت رقم نخورد و تنها خدا خریدار جان شیرینش باشد و بس!

کرمانی‌ها بهتر می‌دانند که اصلا هسته‌های اولیه لشگر ۴۱ ثارالله کرمان در زمان شهید سلیمانی شکل گرفت.

سردار سلیمانی از سال ۱۳۶۱ تا سال ۱۳۷۶ که از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی به فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران برگزیده شد، فرماندهی لشگر ۴۱ ثارالله کرمان را برعهده داشت.

همزمان با اوج‌گیری فعالیت‌های ضد بشری طالبان بود که سردار سلیمانی به فرماندهی سپاه قدس پاسداران انقلاب اسلامی نائل شد.

این سردار سرافراز اسلام که از سال ۱۳۷۶ تا زمان شهادت، عهده‌دار وظیفه خطیر پاسداری فرامرزی از انقلاب اسلامی بود، در طول این دوران از عمر با برکتش در مقاطع مختلف تاریخی از ملت‌های مسلمان افغانستان، عراق، سوریه و یمن به‌عنوان مستشار نظامی ماهر و حرفه‌ای، حمایت و نقشه‌های شوم دژخیمان علیه خانمان مسلمین را نقش برآب کرد.

اما اوج رشادت‌ها و دلاوری‌های این مرد نبرد در جنگ با داعش (دولت ظاهرا اسلامی اما در باطن شیطانی عراق و شام) در جبهه‌های جنگ سوریه و عراق اتفاق افتاد.

آن‌گاه که استکبار جهانی، دشمن سلبی اسلام و مسلمین را در پوشش اسلام آمریکایی و تحت آموزش و پرورش خود، با تجهیزات و تسلیحات روز دنیا راهی کشورهای مسلمان‌‌نشین عراق و سوریه کرد.

مردی با نور ایمان و قدرت اراده و صولت مبارزه‌طلبی، از ایران اسلامی به سوی دو کشور عراق شام شتافت تا با یک تیر سه نشان بزند؛ از حرم عقیله بنی‎‌هاشم حضرت زینب (س) در برابر دشمن اهل بیت عصمت و طهارت حراست کند، هم از عِرض و ناموس و خاک برادران و خواهران مسلمان در این دو کشور حفاظت کند و در درجه بعدی مکر و توطئه دشمن را برای تجاوز و تعدی به میهن اسلامی‌مان ایران در نطفه خنثی سازد.

اما، این‌همه فقط در حرف ساده است اما در عمل، راه درازی تا فتح‌الفتوح باقی بود…!
سردار دلیر و شجاع ما خوشبختانه در طول سال‌های نبرد با دشمن تا دندان مسلح داعش هیچگاه تنها نبود و همواره مردانی از تبار شهید باکری‌ها و همت‌ها و جهان آراها و خرازی‌ها و زین‌الدین‌ها و …، دوشادوش و قدم به قدم با او همراه بودند و آنچنان ضرب شصتی به دشمن نشان دادند که کسی حریف‌شان نبود.

سربازانی همه گوش به فرمان فرمانده و جوانانی همه جان برکف، وقتی می‌دیدند فرمانده عالی‌رتبه‌شان، بدون آنکه کمترین ترسی از دشمن به دل راه دهد، بر بلندای خاکریز‌ها همچون سروی راست قامت، سر بلند می‌کند در برابر گلوله‌های سمی و تاریک دشمن، آنگاه که می‌دیدند سردار دریادل‌شان برادروار و دوستانه بر سر سفره آن‌ها می‌نشیند و بلند می‌شود و هیچ برتری نسبت به آن‌ها برای خود قائل نیست.

زمانی که دوستی‌های عمیق او را با برادران عراقی و سوری مشاهده می‌کردند و در عمق نگاه سرفرازانه‌اش، مهر و عشق و علاقه به کودکان بی‌سرپرست و بی‌سرپناه عراقی و سوری را می‌دیدند، چگونه می‌توانستند چون او نباشند؟!

شهید بلباسی‌ها، رادمهرها، مشتاقی‌ها، کمالی‌ها، قنبری‌ها، طاهرها، کابلی‌ها، عابدینی‌ها، جمشیدی‌ها، بریری‌ها، رجایی فرها، حاجی‌زاده‌ها، اسدی‎ها، سالخورده‌ها، حججی‌ها و دیگران همگی از شاگردان ممتاز مکتب سردار سرافراز ایران اسلامی، شهید قاسم سلیمانی‌ بوده‌اند.

دوست و دشمن متفق‌القول بر این امر واقفند که شهید سلیمانی قبل از آنکه سردار میدان نبرد باشد، سردار دل‌ها بود بر قلب‌ها سروری می‌کرد.

وقتی به چشمان معصوم کودکان شهدای مدافع حرم بنگرید، حتما از بابا قاسم‌شان روایت‌های نابی از جنس پدری آسمانی برایتان نقل خواهند کرد. پدری که خیلی زود زمین را به مقصد خانه ابدی و اصلی‌اش، آسمان ترک گفت و کودکان یتیم شهدای مدافع حرم را دیگر بار در غم و اندوه بی‌پایان بی‌پدری فرو برد.

مکتب سردار سلیمانی به راستی اَشِدّاءُ علی‌الکُفّار و رُحَماءُ بَینَهم بود!
همانقدر که حضورش، مایه قوت قلب دوستان بود، به همان اندازه هم به وجود آورنده ترس در دل دشمن بود.

آن زمان که در روز پنجشنبه ۳۰ شهریور ماه ۱۳۹۶ به صورت رسمی، پایان خلافت جعلی و منحوس داعش را اعلام کرد، بسیاری از میان دوست و دشمن این حرف را باور نمی‌کردند اما قاسم سلیمانی مثل برخی مسوولان مرد حرف و شعارهای توخالی و وعده‌های سر خرمن نبود، او مرد عمل بود و چند روز بعد از آن تاریخ، بر همگان معلوم شد که طومار داعش و داعشیان به راستی پیچیده شده و کشورهای عراق و سوریه برای همیشه از لوث وجود این شیاطین انسان‌نما پاک شده است.

اما این امر بر دشمن قسم خورده ایران و اسلام که داعش (این قاتلان و متجاوزان بالفطره) را با هزار امید و آرزو بزرگ و مجهز کرده بود تا همچون اژدهایی هفت‌سر، کشورهای اسلامی را ببلعد، گران آمد و به این ترتیب، منتظر فرصتی شد تا بتواند انتقام این نابودی را بگیرد و در کمال ناباوری و در میان بهت و حیرت دوست و دشمن، سردار سرافزار و پرافتخار اسلام، قاسم سلیمانی، ابومهدی المهندس و ۱۰ تن دیگر از یاران باوفایشان، در بامداد روز جمعه ۱۳ دی ماه ۱۳۹۸، با دستور مستقیم شخص اول ایالات متحده آمریکا (ترامپ جنایتکار) توسط یک پهپاد آمریکایی مورد اصابت حملات موشکی قرار گرفته و به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

خون با برکت این سردار سرافراز، توانست قلوب ایرانیان را متحدتر از همیشه سازد و دیدیم که چگونه در فضای حقیقی و مجازی، همه آن‌ها که دل در گرو میهن عزیز خود داشتند، یک صدا این حمله جنایت‌کارانه ترامپ خبیث را محکوم کردند و تشییع باشکوه و کم‌نظیر مردم ایران، در بدرقه این مدافع حرم و سرباز وطن تا منزلگاه ابدی، به کوری چشم دشمنان انقلاب اسلامی، خود، به واقع نشان از اوج ارادت قلبی ایرانیان به این سردار دلاور دل‌ها بود.

اما سلیمانی و سلیمانی‌ها هرگز نمی‌میرند چون یاد و نام و منش و روش و مکتب‌شان به مثابه باقیات‌الصالحات برای همه نسل‌های بعد از خود برجای می‌ماند…

سردار سلیمانی نه فقط یک شخص که یک مکتب فکری و فرهنگی و ایمانی بود برای همه آن‌ها که قلب‌هاشان برای ایران و اسلام می‌تپد…

به گزارش ریحان نیوز؛ سردار شهید سپهبد قاسم سلیمانی مثل هیچکس نبود! او درست، مثل خودش بود، همانی بود که باید می‌بود، او از میان ما رفت، اما قطعا روح پاک و آسمانی‌اش هنوز هم از آن بالا حواسش جمع و مراقب است، مراقب مرزها، مراقب عِرض‌ها، مراقب حریم‌ها، مراقب اشک یتیم‌ها، مراقب انقلاب اسلامی، مراقب ایران….

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.