ریحان نیوز گزارش می دهد؛
مهرآسا جانعلی پور
تلاقی نخ و سوزن با چشم دل و خلق سمفونی تولید /حکایت شیرین بانوی کارآفرین و کارگاه تولیدیاش

به گزارش ریحان نیوز، بانوان، یکی از پایههای اساسی در هر زندگی بهشمار میروند و هرجا که خانواده ی بانشاط و پویا وجود دارد، قطعا راز این مؤفقیت وجود یک زن یا یک مادر نمونه است و به قول معروف” همیشه پای یک زن در میان است” چراکه زن در جامعه ایرانی ذاتا یک مدیر به دنیا می آید و آن چنان افسار زندگی را بر دست می گیرد و می تازاند که چیزی جز رسیدن به سرزمین آرامش و امنیت را نمی توان برای آن تصور کرد.
زنان، در زندگی امروز نقش مهمی را ایفاء می کنند و این نقش در جامعه ایرانی و اسلامی پررنگ تر هم می شود.
امروزه نقش زنان در ایجاد کسب و کارهای جدید مورد توجه قرار گرفته و سهم زیادی از زنان از همین طریق وارد بازار کار شدهاند. در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه زنان به عنوان امیدی برای ارتقای خانوادهها و رشد و توسعه کشورهای خود به حساب میآیند.

در این میان زنان کارآفرین با بهرهگیری از خلاقیت و ریسکپذیری خود میتوانند تهدیدها را به فرصت تبدیل و از این طریق با بازار کسب و کار ارتباط برقرار کنند.
بسیاری از دولتها در بحرانهای اقتصادی توانستهاند با اتخاذ تدابیر و سیاستهای خاص، با بهرهمندی از نیروی کار زنان، بحرانهای جامعهی خود را پشت سر بگذارند و در مسیر توسعه موفق شوند.
در جامعه کنونی ما که بیکاری و بحران اشتغال همچون یک بیماری حاد مزمن به جان جامعه افتاده است، آقایان هم شغل هایی بدون امنیت شغلی و حقوق بخور و نمیر دارند چه برسد به بانوان و همین موضوع، عرصه را برای زندگی و کار زنانی که نانآور خانواده هستند بسیار تنگ است، بنابراین کارآفرینی این قشر از جامعه از اهمیت بخصوصی برخوردار است.
زنان و مادران ایرانی با خرد و تدبیر خود، آنچنان سنگها را یک به یک در مسیر رودخانه زندگی می چینند تا خدای نکرده پایی نلغزد و راهی بیراهه نشود و حمایت و مشارکت دولت، نهادهای ذیربط و خیرین برای نیل به این هدف مهم بسیار ضروری است.
خانم درودی یکی از صدها هزار بانویی است که همه مشقات کارآفرینی را به جان و دل خرید تا بتواند هم ره توشه آخرت خود را سنگین از کار خیر کند و هم نانی با عطر و طعم عشق برساند و همین امر رغبتم را برای تهیه گزارش بیشتر کرد.
هماهنگی ها انجام شد و برای یافتن خانم درودی و کارگاهش شال و کلاه و بعد از جستوجوی فراوان بالاخره کوچه مورد نظر را پیدا کردم، بهدنبال تابلویی میگشتم که بتوانم واحد تولیدی را پیدا کنم که درب نیمباز خانهای توجهم را جلب کرد.سرک کشیدم تا شاید چیزی دستگیرم شود.
کیسههایی پر از پارچه و دوکهای نخ، خبر از این میداد که نشانی را درست آمده بودم، بعد از هماهنگی وارد خانه و با استقبال خانم دُرودی مدیر مجموعه روبهرو و وارد اتاق شدم.
اتاقی پُر از چرخ های خیاطی که سمفونی تولید را مینواخت، آن هم با دستانی توانا و به دور از هر گونه توجه به نقص جسمی!
یکی با چشم دلش لباسها را تا و بستهبندی میکرد و دیگری بدون شنیدن صدای چرخ خیاطی و تلاقی سوزن و پارچه، میدوخت و میدوخت.
کمی دلم گرفت و دروغ نگویم چشمهایم تَر شد ولی دوباره خودم را جمع و جور کردم و به سراغ یکی از آنها رفتم تا ببینم این همه انگیزه چگونه بهوجود آمد و به قول معروف سرنخ کجاست؟!
* آرزویمان سفر به مشهد است
اسمش لیلا بود و لیسانس روانشناسی داشت، گرچه چشمهایش سویی نداشت ولی با چنان دقتی لباسها را بستهبندی میکرد که انگار نه انگار که چشمهایش یاریگر دستهایش نیستند.
از شهرستان کَلاله آمده بود و خانم درودی را همانند مادر دوست داشت و همین سبب شد تا دوری از خانواده را به جان و دل بخرد و چند سالی در این واحد تولیدی مشغول کار باشد.

خواسته اش وجود کارگاهایی این چنین در شهر خودش بود تا کمی به خانواده نزدیک باشد ولی بزرگترین آرزوی لیلا و دیگر دوستانش زیارت امام مهربانی و عطوفت امام رضا(ع) بود.
* نجات از اعتیاد بعد از ۱۵ سال
مانند لیلا، باز هم بودند، بچههای نابینا و ناشنوا که همت والایشان کاری را رقم زد، باارزش.
ولی این همه ماجرا نبود، خانم درودی تنها عطوفتش را نثار شاگردانش نکرد بلکه نجاتگر زن معتادی شد که ۱۵ سال تمام در منجلاب اعتیاد دست و پا میزد، او را به کارگاه آورد و ترک داد و به گفته خودش الان چند سالی است که پاکِ پاک و زندگی مستقلی را شروع کرده است.
مهرانگیز، خانم درودی را فرشته نجات خود نام برد و گفت: کارم را دوست دارم و با وجود فرق جسمی و ظاهری که با سایر بچهها دارم، تفاوتی حس نمیکنم و خیلی آنها را دوست دارم چراکه این بچهها با این همه توانایی حقشان نیست در خانه بنشینند و عمرشان تلف شود.
این بانوی بهبودیافته از مسؤولان خواست تا با خرید تولیدات بچههای معلول، آنها را حمایت کنند و دست مدیریت مجموعه را برای پذیرش بیشتر افراد اینچنینی، باز بگذارند.
همه این تعریف و تمجیدها بیشتر مجابم کرد تا با مدیریت مجموعه به گفتوگو بنشینم.
در گوشهای مشغول راهنمایی یکی از بچهها بود، با صورتی مهربان و صوتی مهربانتر.
آمنه درودی، بانویی است که کار در آموزش و پرورش استثنایی و زندگی با آنان را در کارنامه دارد و عشقی که سبب شد بعد از بازنشستگی و پایان عمر کاری خود از پا ننشیند و با احداث یک واحد تولیدی لباس بیمارستانی، دوباره شاگردانش را این بار با هدف کارآفرینی دور خود جمع کند.
این بانوی مهربان اینگونه صحبتش را آغاز کرد: همه تلاشم این بود تا دانشآموزانم که با وجود تحصیلات بیکار بودند را هر جور که شده سرکار ببرم، به هر دری زدم تا شاید بتوانم آنها را بهعنوان اُپراتور در مخابرات و جاهایی از این دست مشغول کنم ولی نتوانستم و همین بهانهای شد تا خودم دست به کار شوم و به اصطلاح آستین همت را بالا بزنم.
* با وجود مشکلات مالی بسیار اما دلم نمیآید کسی را رد کنم
از سال ۹۴ در یک خانه ۶۰ متری با ۵ نفر کار را با دوخت لباسهای بیمارستانی آغاز کردیم ولی با گذشت زمان، این مکان برای کار کوچک بود، چرا که با وجود این تولیدی برای افراد نابینا و ناشنوا و حتی کمتوان ذهنی، خانوادههای زیادی متقاضی کار برای فرزندانشان شدند تا کمی از مشکلاتشان را به فراموشی بسپارند و در محیطی امن مشغول به کار شوند.
بالاخره توانستیم با کمک یکی از پزشکان متخصص و دو پزشک دیگر مکانی بزرگتر رهن کنیم و تعداد بچهها را به ۲۸ نفر افزایش دهیم.
وی ادامه داد: کارگاه کوچک و پر از مهر ما چند خط تولید دارد. به عنوان مثال، بچههای کمتوان ذهنی کارهای وسط را انجام میدهند که کار مهمی است، بچههای ناشنواها بهخاطر داشتن تمرکز در دید، دوخت و دوز را انجام میدهند و بچههای نابینا هم کار بستهبندی را بر عهده دارند.
درودی افزود: با وجود مشکلات مالی بسیار دلم نمیآید کسی را جواب کنم و در یک برهه از زمان حتی یک توپ پارچه هم برای دوختن نداشتیم ولی باز هم ادامه دادیم و از خواهرها و برادرهایم قرض کردم تا مواد اولیه بخریم و تولیدی را سرپا نگه داریم.
وی با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب هر ساله با آغاز سال جدید شعاری را انتخاب میکنند و در چندسال اخیر محوریت شعارها بر پایه حمایت از تولیدات داخلی بود، اظهار کرد: گلهام از مسؤولان این است که با این وجود چرا به واحدهایی مثل ما توجه ندارند و برای تقویت آن کاری نمیکنند و با این کمتوجهی این شعارها همیشه در همان حد شعار باقی میماند چراکه برای تقویت تولیدات داخلی کشور باید به کار بچههایی از این قبیل بیشتر توجه کرد.
* اگر از من حمایت شود تعداد بچههای کارگاه را به 100نفر می رسانم
این بانوی کارآفرین به نجات یکی از بانوان مشغول در تولیدی اشاره کرد و ادامه داد: همه آدمها زندگی خوب و قابل احترام میخواهند و همه کسانی که معتاد یا خیابانی شدند، از بس توسری خوردند، در لجن فرو رفتند و کسی نیست که دستشان را بگیرد و آنها را نجات دهد وگرنه آنها هم میتوانند به زندگی سالم برگردند مثل مهری که خداوند مرا واسطه قرار داد و توانست بعد از ۱۵ سال اعتیاد را ترک و با فرزندش زندگی جدیدی را آغاز کند؛ مطمئناً اگر از من حمایت شود تعداد بچههای کارگاه را به ۱۰۰ نفر میرسانم.
درودی با بیان اینکه هر چه که از این تولیدی بهدست آمد متعلق به بچههایی است که در آن کار میکنند و بعد از من باید بین آنها تقسیم شود، از خیرین و مسؤولان خواست در صورت امکان مکانی بزرگتر برای احداث تولیدی در نظر گرفته شود.
وی در پایان صحبت های شیرین و پر از مهرش، نداشتن نقدینگی کافی را یکی از مشکلات اساسی خود و واحد تولیدی برشمرد که سبب میشود نتواند مواد اولیه را با قیمتی کمتر و از مرکز آن تهیه کند.
آری! این بانوی قائمشهری تمام زندگی خود را وقف کسانی کرد که شاید از دید خیلیها قادر به کار کردن نباشند و با ایجاد فضایی دوستانه و پر از مِهر این معادله را بر هم زد و ثابت کرد «خداگر ببندد دری، ز حکمت گشاید در دیگری».
به گزارش ریحان نیوز، همانند خانم درودی، هستند افرادی که می خواهند مهرشان را نثار کسانی کنند که خلأیی در زندگی شخصی خود دارند و آنان را به توانمندی برسانند ولی گاهی یک دست به تنهایی صدایی ندارد و نقش حمایتی دولت و مسؤولان حتما در این راه پررنگ خواهد بود.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

















ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0